تبليغاتX
خسی در میقات
خانهایمیلآرشیوRss
Search

نامه ای سر گشاده 

تاریخ نگارش: شنبه بیست و چهارم آذر 1386 0:28

 

                                     

با درود به شما دوستان عزیز و ارجمندم

 

همگی شما دوستان به یاد دارید که مدتی پیش وبلاگ من با نام " کلبه ای برای همه " هک شد

 

و از آن به بعد من در این وبلاگ با نام " خسی در میقات " می نویسم.

 

حتی چندی قبل هم در همین وبلاگ " خسی در میقات " اشخاصی ادب را رعایت نمی کردند و

 

در قسمت دیدگاه ها " نظرات " با ادبیاتی بسیار زشت اقدام به نوشتن می کردند و چون محیط

 

وبلاگ محیطی دوستانه و صمیمی است تصمیم گرفتم که نظرات را فیلتر کنم و پس از تایید

 

قابل نمایش باشد.

 

حتی پس از آن دوباره هک شدم ولی خوشبختانه توانستم رمز را پیدا کنم و نگذاشتم که این

 

وبلاگ هم هک شود.

 

 

تا به امروز با خودم فکر می کردم که چرا افراد هکر اگر دیدگاه برعکس و مخاف من دارند

 

چرا آن را بیان نمی کنند که اگر آنها درست می گویند من به اشتباهم پی ببرم که اگر اینگونه

 

باشد سپاسگذارشان هم خواهم بود و اگر من درست می نویسم این اشخاص به اشتباهشان پی

 

ببرند

 

و فکر می کردم که حتما این افراد با من دشمنی دارند در حالی که تا به حال به جواب سوال

 

 هم نرسیده ام.

 

 

امروز در اینترنت بودم و به وبلاگ بسیاری از دوستان سر می زدم. با خودم گفتم که به

 

وبلاگ قدیمی خودم سر بزنم و ببینم که این بار به چه سایتی پیوند زده اند " لینک کرده اند "

 

اما وقتی که آدرسش را تایپ کردم بسیار متعجب شدم چون با این متن رو به رو شدم :

 

 

سلام

 

اين وبلاگ توسط بنده هک شده بود.

 

پسورد وبلاگ دوباره به همان پسورد قبلی تغيير يافت.

 

مدير (نويسنده) قبلی وبلاگ ميتواند دوباره از آن استفاده

 

 کند و مطالب خود را در اينجا يادداشت کند.

 

در همين جا از مدير قبلی وبلاگ درخواست حلاليت دارم.

 

 

 

 

"حـلالـم کـن"

 

 

 

 

خدا نگهدار همگی شما عزيزان

 

 

به وبلاگ من سر بزنيد

 

 

به سایت بلاگفا رفتم و رمز آن وبلاگ را وارد کردم و به قسمت مدیریت وبلاگ رفتم . تمامی

 

مطالب دست نخورده بود برگشتم و به وبلاگ این دوست هکر رفتم.

 

 

اما در اینجا می خواهم برای این دوست هکر نامه ای سر گشاده بنویسم:

 

 

" علی عزیز درود بر تو

 

نمی دانم من را می شناسی  یا نه. نمی دانم که هدفت از هک کردن وبلاگ من چه بوده.

 

اما امروز به وبلاگت آمدم و متوجه شدم که جوان اهل دلی هستی و در یک روز در مهر ماه

 

چند بار به روز کرده ای از دانلود دعا های روز های ماه رمضان تا ترجمه سوره هایی از

 

قرآن . یادم آمد که مهر ماه با رمضان مصادف بود.

 

 

اما چون فرصت بسیار کمی داشتم وقت نکردم آنها را دانلود کنم. از ادبیات نوشته ات معلوم

 

بود که با حس و حال عجیبی آن ها را در وبلاگت گذاشته بودی.

 

 

فکر کنم که در ماه رمضان حس و حال عجیبی داشتی.

 

 

اما علی عزیز از دستت دلگیر هستم. می دانی چرا؟

 

 

چون اگر یادت باشد تا همین اواخر وبلاگ را به یکی از سایت های مستهجن لینک کرده

 

بودی.  می دانی من آن روز چه حالی داشتم ؟ من آدرس آن وبلاگ را به تمامی دوستان و

 

آشنایان داده بودم. چندی از دوستان به من می گفتند " که تو را شناختیم تو هم مثل بقیه زیر

 

شکم باره هستی " " تو هم فقط ادا در می آوردی ولی در باطن دنبال چیز دیگری هستی "

 

یکی از دوستانم به من گفت " یک روز مادرم دنبال زندگی نامه مشاهیر بوده و من هم آدرس

 

وبلاگ تو را نوشتم تا هم از اطلاعاتت استفاده کنیم و هم به مادرم یاد دهم که هر وقت من

 

نبودم خودش به وبلاگت بیاید ولی آن سایت مستهجن باز شد و من تا به امروز شرمنده مادرم

 

هستم " می دانی آن روز چه حالی داشتم ؟ واقعا می دانی ؟

 

 

حتی دوستان بسیار نزدیکم که من را کاملا می شناختند به من می گفتند " تو هم سر و گوشت

 

زیاد می جنبد تو زرنگی که دم به تله ندهی " می دانی آن روز ها هم که مصادف با رمضان

 

بود من چه حالی داشتم ؟ و تو چه حالی ؟ واقعا می دانی ؟ همه فکر می کردند که من این کار

 

را کرده ام. می دانی آن روزها که برخی دوستان گهگاهی به وبلاگ سر می زدند چه کنایه

 

هایی که نمی گفتند. و من این وبلاگ را درست کردم و آدرسش را فقط به دوستانی دادم که

 

مطمئن بودم من را می شناسند و به من برچسبی نزدند

 

 

علی عزیز هر دوی ما آن روزها و آن ماه را سپری کردیم و برای ما هم خاطره ای شد

 

 

علی عزیز ما هم انسان هستیم و همیشه در کار هایمان اشتباه می کنیم و من هم هک کردن

شما

را به حساب جوانی ات می گذارم ولی بسیار خوشحالم که ذهنت بیدار شد و به اشتباهی که

 

کرده ای پی بردی و به شهامتی که داری درود می فرستم که اشتباه خود را پذیرفته ای

 

 

اشتباهی هست که پیش آمده ولی هر دوی ما از این ماجرا درس گرفتیم  من درس گرفتم که

 

زندگی همواره پستی و بلندی دارد و گاهی از دوستان نزدیکت زخم زبان هایی می شنوی که

 

درد زخمش از خنجر درد آور تر است و فردا ممکن است به گونه دیگری بهت نگاه کنند و

 

شما هم یاد گرفتی که از علم می توان هم استفاده های نابجا کرد و هم استفاده های به جا که

 

اگر به جا استفاده کرد عذاب وجدانی در کار نیست

 

 

علی عزیز به وجدان بیدارت درود می فرستم

 

 

از شما سوالی دارم که اگر به آن جواب بدهی سپاسگذارت خواهم شد چون از مدتی که وبلاگم

 

هک شد این سواد برایم بوجود آمد و می خواهم این بار به جوابش برسم.

 

 

علی عزیز. شما من را می شناسی؟ در حالی که من شما را نمی شناسم آیا با من دشمنی داشتی

 

 ؟ هدفت از هک کردن وبلاگ من چه بوده ؟

 

 

قسمت نظرات را هم باز می گذارم که هرچه دل تنگت خواست بگویی

 

 

 

شاد و موفق باشید

 

 

روز و روزگار خوش

 

کلبه ای برای همه

نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |

سخن بزرگان

چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی

با تشکر از همه شما دوستان گرامی

درباره وبلاگ
بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.

وضعیت من در یاهو
جستجوگر گوگل
Search in all the world & web with Google Search

Copy Right - All Right Reseved

موسقی

امیدوارم که از این موسقی لذت برده باشید