خسی در میقات
|
|
کاهش خسارات بلایای طبیعی با درود به شما دوستان عزیز و ارجمندم اگر امروز بر تقویم و سالنامه خود نگاهی اندازیم متوجه می شویم که امروز دو مناسبت بزرگ داریم ، اولی بزرگداشت حافظ شاعر همیشه جاوید پارسی است و همواره سخنانش پند آمیز و سرشار از شور و عشق و علاقه هست که وبلاگ نغمه ی دل بسیار زیبا در این مورد نوشته بود. اما مناسبت دوم روز ملی کاهش بلایای طبیعی هست. ممکن است در نگاه اول این مناسبت ساده به ذهن برسد اما در واقع مناسبتی مهم و قابل تامل است. لحظه ای درنگ کنید ، با خود فکر کنید که امروز به شما خبر دهند آتشفشان کوه دماوند فعال شده ، قسمتی از ایران عزیزمان لرزیده است و زمین لرزه مهیبی رخ داده است و بسیاری بی خانمان شده اند ، با خود فکر کنیم که در جنوب شرقی ایران عزیزمان سیل آمده است. در آن هنگام چه احساسی خواهیم داشت ؟ با خود تامل کنیم که اگر به ما خبر دهند یکی از دوستان و عزیزانمان را در این بلایای طبیعی از دست داده ایم ، آن موقع چه احساسی خواهیم داشت؟ کشور عزیز ما ایران دارای اقلیم های گوناگون هست و این تنوی اقلیمی ، تنوع بلایای طبیعی را افزایش می دهد. فلات ایران بر روی گسل های فعال و نافعال قرار گرفته است و هر چند سالی زلزله های بسیار مهیبی رخ می دهد که نمونه بارز آنها زلزله های رودبار ، قائن و بم بود و چه بر سر هموطنان عزیزمان آمد و همه ما عاشقانه به کمک این عزیزان شتافتیم. کودکانی که یتیم شدند ، مردی که تمام خانواده اش را از دست داده بود ، پسری که نامزدش را گم کرده بود و در زیر آوار به جست و جوی او می پرداخت و دیدگان گریان مادری که به آینده فرزندانش فکر می کرد. جنوب شرقی ایران که بادهای 120 روزه می وزد و گاهی در این هنگام سیل راه می افتد که اثرات و زیان های مربوط به خود را دارد کوه های سر به فلک کشیده ایران عزیزمان که اکنون از نظر آتشفشان غیر فعال هستند اما به گفته کارشناسان و زمین شناسان اگر زلزله ای در آن حوالی رخ دهد این کوه ها نیز فعال می شوند و اگر فعال شوند می توانند محیط اطراف خود را تا شعاع 30 کیلومتری بسوزانند. گاهی به دلیل خشکسالی و کاهش حجم ذخیره سفره های زیر زمینی ، پدیده ای به نام رانش زمین را داریم که این پدیده هم مانند دیگر بلایای طبیعی آسیب های بسیاری دارد. اینطور که پیداست بشر نمی تواند از بلایای طبیعی جلوگیری کند اما می تواند خسارت آنها را به شدت کاهش دهد و جالب این جاست تا الان نه تنها به فکر راهی برای کاهش خسارت نبودیم بلکه گاهی بر شدت آن نیز دامن می زنیم که نمونه بارز آن از بین بردن جنگل ها بود که سرمایه عظیم خود را از دست دادیم و در همین سالیان گذشته به دلیل از بین بردن پوشش گیاهی و قطع درختان با یک بارش ، سیل به راه افتاد که دیگر پوشش گیاهی جنگل را از بین برد ( از بین رفتن جنگل مطلب مفصلی را می طلبد که در مطلب های بعد به آن می پردازم ) اگر از جنگل عبور کنید و اتومبیلتان را گوشه ای پارک کنید و کمی به عمق جنگل بروید دیگر از جنگل نشانه ای نمی بینید ، تابستان که به شمال کشور خوش نقشمان سفری داشتم این موضوع را به وضوح درک کردم و بسیار تاسف خوردم. باری ، از بلایای طبیعی نمی شود جلوگیری کرد اما می توان آنها را کنترل کرد و خسارات را به شدت کاهش داد به عنوان نمونه کشور ژاپن که بر روی گسل هایی بسیار فعال واقع است و هنگامی که حتی زلزله های 7 ریشتری به وقوع می پیوندد خساراتی را به بار نمی آورد و ممکن است 3 نفر زخمی شوند ولی خسارت دیگری ندارند ، سامانه ( سیستم ) آب و فاضلاب بسیار قوی دارند که اگر سیل جاری شود با کانال هایی مسیر آب را کنترل می کنند و همینطور با حفر کانال هایی دیگر برای منحرف ساختن گدازه های آتشفشانی استفاده می کنند و از علم خود نهایت استفاده را می برند و به آن صورت نگرانی از بلایای طابیعی ندارند. آیا ما نیز از این اقدامات انجام داده ایم ؟؟؟ تا کی باید شاهد باشیم که جان هموطنان ما در بلایای طبیعی گرفته شود تا کی باید شاهد باشیم که شهر ها و آبادی ها به ویرانه تبدیل شود و تا کی باید شاهد باشیم که مادری با دیدگان خیس خود جسد تنها دخترش را از زیر آوار بیرون می کشد و شیون سر می دهد تا کی باید شاهد باشیم که کودکان لبخند و شور و شوق خود را فراموش کنند و با نگرانی به آینده خود فکر کنند آیا می توانیم احساس آن کودک را درک کنیم که علاوه بر عزیزان خود تنها همبازی اش را از دست داده است تا کی باید شاهد باشیم که با آمدن سیل افراد بسیاری نا پدید شوند؟؟ با خود فکر کنیم که ایران در این راه چه گام هایی برداشته است؟ برای اینکه بهتر متوجه شویم لحظه ای چشمانمان را ببندیم و فکر کنیم که قرار است فردا یکی از بلایای طبیعی در شهر ما رخ دهد و آن موقع حال و روز ما چگونه خواهد بود امیدوارم که مدیران مربوطه ، راجع به این مسائل و تلاش برای کاهش خسارات بلایای طابیعی تمام تلاش خود را هر چه زودتر بکار برند و دقت را همراه با سرعت بکار برند تا دست کم خیالمان از این بابت راحت باشد. با سپاس از همراهی شما دوستان عزیز ایران سربلند ، ایرانی سرفراز و پرچم زیبای سه رنگ ایران همیشه در احتزاز باد روز و روزگار خوش نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |
ساختن انسانی کامل با درود به شما دوستان عزیز وارجمندم عنوان دوم وبلاگ من " ساختن انسانی کامل هست " با توجه به این عنوان عزیزترینم از من پرسید که من تا چه حد در این راه موفق بودم. سوال عزیزترینم بسیار جالب و قابل تامل است و تصمیم گرفتم که این جواب را در قالب مقاله ای در وبلاگ بگذارم چون ممکن است این سوال درذهن بازدید کنندگان وبلاگ هم باشد دوستان عزیزم نخست باید بیان کنم که من هیچگاه انسان کاملی نیستم و بسیار ایراد ها دارم. همه شما دوستان می دانید که من در5 سال وبلاگ نویسی ام دو وبلاگ داشتم با نام های " از یک انسان " و " کلبه ای برای همه " که بیشتر شما از وبلاگ " از یک انسان " آگاهی ندارید چون به 5 سال پیش بازمی گردد و 3 سال پیش هم از بلاگفا خارج شد و پس از آن شروع به نوشتن در " کلبه ای برای همه " کردم که همانطور که می دانید در این راه دشمنانی هم پیدا شدند و وبلاگ را به سایت خجالت آوری لینک کردند و بعد از آن در وبلاگی با نام " خسی در میقات " می نویسم. اما جالب این جاست که عنوان دوم هر سه وبلاگ " ساختن انسانی کامل " بود و هست. من در وبلاگ " از یک انسان " به این گونه نمی نوشتم و بیشتر پیرامون عرفان می نوشتم و گاهی هم برای دل خودم و به گفته بسیاری از هنرمندان و عرفا و مشاهیر ، شخص عارف انسانی کامل هست و اگر در یک یا چند بعد که تلاش کنیم انسان کاملی نخواهیم شد و در انسان در صورتی کامل می شود که عارف باشد. باری ، مطالب من هم پیرامون عرفان بود و قصد داشتم که با کمک دوستان وبلاگ " از یک انسان " وبلاگی باشد که به انسانی کامل برسیم و متاسفانه این امر محقق نشد و همانطور که در مطالب دیگرم نوشتم آن وبلاگ حذف شد تا اینکه در وبلاگ " کلبه ای برای همه" نوشتم و در آن سعی داشتم که زندگی نامه مشاهیر را عرضه دارم تا علاوه بر آشنایی با چنین شخصیت هایی بنویسم که این شخصیت ها
چگونه در یک یا چند بعد به تلاشی عظیم دست زدند و کمر به حمت بستند تا خدمت به وطن و دیگر مردم کرده باشند و در این راه تنبلی و سستی را کنار گذاشتند تا به نتیجه ای رسیدند و انسانی کامل شدند. اشخاصی نظیر بانوی شادروان کلارا آبکار و آذر اندامی که اشخاصی بسیار انسان به معنی حقیقی هستند و چه قریبانه از میان ما رفتند و روحشان همواره شاد اما همانطور که می دانید وبلاگ " کلبه ای برای همه " دشمنانی پیدا شدند و حتی من را فاشیست خطاب می کردند که به نظر من به این افراد نمی دانم چه می شود گفت و از این افراد که نمی دانم چه دشمنی با من دارند می خواهم برای یک بار کتاب فرهنگ اصطلاحات سیاسی را باز کنند و معنی فاشیست را مطالعه کنند و ببینند که این اصطلاح را برای چه افرادی استفاده می کنند. اگر سیاسی می نوشتم دست کم تعجب نمی کردم و گاهی از این حرف آنها فقط خنده ام می گیرد. اما اکنون که در وبلاگ " خسی در میقات " می نویسم و با گذشت 5 سال از بدو وبلاگ نویسی ام گاهی گریز به زندگی نامه می زنم و گاهی با دانش اندکم مقاله ای می نویسم اما اینکه آیا در این راه موفق بوده ام باید از دوستان در خواست بیان دیدگاه کرد که آیا موفق بوده ام یا خیر. اما پاسخ من این است که من در این کار تا حدودی موفق بوده ام. چون در ابتدا بسیار نا پخته می نوشتم اما با اینکه هنوز پخته نمی نویسم اما از گذشته بسیار بهتر شده و در ورای این سال ها با دیگر دوستان وبلاگ نویس آشنا شدم که دوستی با آنها برایم افتخار است و چه بسا اطلاعاتی که من از این دوستان آموختم. در این جا فرصت را مغتنم می شمارم تا از عزیزترینم بسیار تشکر و سپاسگذاری کنم که مطالب مرا اینچنین موشکافانه مطالعه می کند و همچین لطفی که همواره به من دارد و من همیشه شرمنده لطف و محبت او هستم . به خود افتخار می کنم که او عزیز ترینم است و بار دیگر به خود می بالم که او اینچنین به من محبت دارد. یکی از بازدید کننده های وبلاگ با نام " ... " که من ایشان را نمی شناسم برای من دو بار نظر گذاشتند که این شعر را در وبلاگ بگذارم که من این شعر را ابتدا در وبلاگ همراز اهورا دیدم و شعر زیباییست: ملک ایران مملو از مردانگیست جنگ با ایرانیان دیوانگیست دشمنانش ، دشمن دیرینه اند ترک و تازی و اجانب ریشه اند عدل کورش شاه شاهان جهان غرق حیرت می کند پیغمبران داریوشش مظهر آبادیست شاه شاهان جهان ایرانیست آریو برزن نماد غیرت است سمبل آزادی این ملت است مهردادش دشمن یونانیان سربلند از نام او ایرانیان یزدگردش دشمن هر تازی است جنگ او با تازیان تاریخی است فاتح و دشمن ستیزش سورناست دشمن هر نا نجیبش سورناست خشایارش دگر دنیا ندید ، چون خاک یونان ضرب شصتش را چشید با سپاس از تمامی شما دوستان ایران سربلند ، ایرانی سرفراز و پرچم زیبای سه رنگ ایران همیشه در احتزاز باد روز و روزگار خوش
نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |
سخن بزرگان
چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی با تشکر از همه شما دوستان گرامی
|
درباره وبلاگ
![]() بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.
جستجوگر گوگل
|