خسی در میقات
|
|
دیدگاه شما ؟؟؟ با درودی دیگر بار به شما دوستان عزیزم امیدوارم هر کجا که هستید شاد و سربلند باشید در بسیاری از وبلاگ ها و پایگاه های اینترنتی دیده ام که همواره نویسنده از انسان امروز گلایه کرده است که گاهی حرمت ها را می شکند و یا اینکه دیگر انسان صمیمیت و خود باوری گذشته را ندارد و نویسنده همواره گلایه می کند و آه می کشد. باری ، همه ما می دانیم که انحطاط بشر امروز نتیجه سقوط اخلاقیات است که اینگونه روح همه ما را آزرده است و ما را به فکر فرو می دارد. ناپلئون بناپارت جمله ای را در تاریخ به یادگار گذاشت که هرگاه به آن فکر می کنم بر درستی آن صحه می گذارم . او می گوید ملتی که تاریخ خود را فراموش کند مجبور به تکرار آن خواهد شد. در اینجا پا را فراتر می گذارم و تاریخ جهان را پیش می کشم. باری ، همه ما می دانیم که تاریخ در دل خود این انحطاط ها را همواره تجربه کرده است و ما برای الهام از درس های آن باید دفتر تاریخ انقلاب های فرهنگی جهان را ورق بزنیم که انقلاب فرهنگی چین توسط مائو سرآمد آن است. سارای عزیز در وبلاگش مطلبی نوشته بود و گلایه کرده بود که دیگر امروز منها ، ما نمی شوند و من پا را فراتر گذاشتم و دلیل آن را فراموش کردن فرهنگ و تمدن اصیل انسانی دانستم و راه دیگر را قبول فرهنگ پر ایراد و بسیار ضعیف که همواره پشت آن قضایای سیاسی و استعمار گرانه است. همه ما می دانیم که اگر انسان ها به فرهنگ و تمدن اصیلشان برسند. به ندرت شاهد این انحطاط ها خواهیم بود و ما به عنوان یک انسان باید در حد خود این فرهنگ را استیلا ببخشیم و اولین راه آن از خود شروع کردن است. یادم هست روزی پیری به من می گفت : در نوجوانی خواستم دنیا را تغییر دهم. کمی بزرگتر شدم دیدم دنیا بقدری وسیع است که نمی توان چنینی کاری را انجام دهم. تصمیم گرفتم کشورم را تغییر دهم در اندک زمانی بعد فهمیدم کشورم هم بسیار بزرگ است . تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم اما باز هم به حقارت خودم پی بردم و تصمیم گرفتم خانواده ام را تغییر دهم اما باز هم فهمیدم که برای تغییر خانواده ام هم کوچک هستم. اما حال که به پایان جاده زندگی ام رسیده ام فهمیدم که اگر از روز اول خودم را تغییر می دادم اکنون نیز می توانستم دنیا را تغییر دهم. باری ، باید از خود شروع کنیم و فرهنگ های نادرست را تقبیح کنیم و فرهنگ اصیل انسانی را جایگزین آن کنیم نه اینکه در گوشه ای بنشینیم و دست بر روی دست بگذاریم و اندوهگین شویم. اما سوال اساسی اینجاست. که چگونه می شود فرهنگ درست و اصیل را جایگزین فرهنگ نادرست کنیم. من از تمام شما دوستان و هر دوستی که حتی برای اولین بار به وبلاگم سر می زند می خواهم در قسمت دیدگاه ها شرکت کنید و هر کدام نظر خود را بنویسید که چگونه می شود فرهنگ درست را جایگزین فرهنگ نادرست کرد. نظرات شما دوستان همواره محترم هست و بیایید با کمک همدیگر و به اندازه توان خود در این راه گامی برداریم و دست کم نگزاریم انحطاط جامعه بشری زود تر از حد فرا رسد و آیندگان نیز مهر بی مسئولیتی بر روی نام ما نگذارند. و بدانیم که این انحطاط ها یعنی شاید روزی خودم به آن گرفتار شوم و یا فرزندانم و عزیزانم و دوستانم به آن گرفتار شوند و بدانیم که همیشه همسایه بد نمی آورد. از شما دوستان عزیزم استدعا و تقاضا می کنم که با نظرات خود با هم تبادل نظری داشته باشیم و با گامی استوار بتوانیم دست کم مشوق های خوبی برای فرهنگ اصیل انسانی باشیم. دوست عزیزی به نام کامران که همواره به من بسیار لطف دارد و من همیشه شرمنده محبت های او هستم ایشان مطالبم را با دقت مطالعه می کند و نظرش را بیشتر اوغات با پیغام بر یاهو برای من می گذارد. قصد داشت وبلاگی درست کند به نام هواداران آرمین. که من با ایشان مخالفت کردم. کامران عزیزم از لطفی که همواره به من داری بسیار سپاسگذارم اما من فردی بسیار معمولی هستم و دانشی هم ندارم که باعث فخرم باشد و هرچه هست محبت شما و دیگر دوستان است بقول سعدی کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم. شاد و موفق و سربلند باشید ایران سربلند ، ایرانی سرفراز و پرچم زیبای سه رنگ ایران همیشه در احتزاز باد روز و روزگار خوش
نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |
سخن بزرگان
چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی با تشکر از همه شما دوستان گرامی
|
درباره وبلاگ
![]() بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.
جستجوگر گوگل
|