تبليغاتX
خسی در میقات
خانهایمیلآرشیوRss
Search

یادگیری زبان یا از بین بردن زبان 

تاریخ نگارش: چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 10:26

 

با درود و سلام به دوستان عزیز و ارجمندم

 

شاید یادتان باشد که وقتی ما کودک بودیم و تازه به سن 5 یا 7 سال می رسیدیم و هنوز بلد نبودیم

 

که کامل فارسی صحبت کنیم و واژگان کودکی خودمان را داشتیم پدر و مادران ما ، ما را کلاس

 

زبان می گذاشتند و تشویقمان می کردند و می گفتند که " دنیا ی امروز دنیای ارتباطات هست و

 

این ارتباط میسر نمی شود مگر با دانستن زبان و رایانه ( کامپیوتر ) و یا حتما به یاد داریم که می

 

گفتند کسی که زبان و رایانه باد نباشد در دنیای امروز بی سواد است " و از این صحبت ها.

 

اگر برای ما اتفاق نیفتاده باشد حتما در فامیل به وضوح دیده ایم و یا خودمان برای فرزندانمان

 

همین کار را انجام خواهیم داد.

 

من هم با دانستن زبان موافقم و امروز برای برقراری ارتباط و یا حتی زندگی و شغل و تحصیل

 

باید زبان را بلد بود.

 

اما مشکل اینجاست ، کودکان ما هنوز فارسی را بلد نیستند که زبان یاد می گیرند و این برای آینده

 

زبان فارسی مشکلاتی خواهد داشت . چون این کودک با واژه های انگلیسی مانوس خواهد شد و

 

اگر گاهی در صحبت روز مره اش وازه ای از یادش برود معادل انگلیسی آن را جایگزین می کند

 

و این برایش جا خواهد افتاد و نسل آینده ما دچار این مشکل خواهد شد.

 

ایراد دیگر را می توان به ناشران کتاب و مقاله ها دانست. بارها در مقالات دیده ام که بجای واژه

 

منبع می نویسند " سورس " که تلفظ واژه ای انگلیسی است. و بیشتر این مقالات ترجمه مقالات

 

دیگر است. هر مقاله و هر کتابی نیاز به ویرایش دارد چه از نظر خط و نشانه ها و چه از نظر

 

واژه ها. امروزه به دلیل انتشار زیاد و عدم مسئولیت ویراستار ، ویرایش بسیار کم صورت می

 

گیرد که جای بسی انتقاد دارد و انتقاد دیگر را باید به مترجم این آثار گرفت . بطور قطع یک

 

مترجم فردی نیست که از کوچه و خیابان پیدایش کنند وبگویند بیا و ترجمه کن. به وضوح یک

 

مترجم دانشگاه رفته و تحصیلات بالایی دارد و فارسی را هم خوب می داند و در دانشگاه این

 

درس ها را هم گزدانده است. اما آیا واقعا این مترجم معادل فارسی آن را نمی داند ؟؟؟!! یا اینکه

 

وقتی زبان یاد می گرفته و واژه ای از یادش می رفته یک واژه انگلیسی جایگزین می کرده و این

 

کار برایش جا افتاده است.

 

اشکال دیگر مربوط به خودمان است. وقتی با دوستی ، آشنایی صحبت می کنیم اگر زبان بلد باشیم

 

به او قخر می فروشیم و اظهار فضل و دانش می کنیم. چند تا واژه و معادل انگلیسی می آوریم و

 

همه به ما توجه می کنند و این کار برای ما عادت می شود . درحالی که با این کار زبان خود را

 

از بین می بریم.

 

نمی دانم چرا بسیاری از جوانان و افرادی که با اینترنت و رایانه سروکار دارند معادل فارسی آن

 

را نمی دانند و از آن استفاده می کنند. یک روز اخبار 20:30 شبکه دو سیما را نگاه می کردم .

 

خبرنگار از بسیاری از جوانان معادل فارسی چت و چت روم و کامنت و ای دی و از این قبیل می

 

پرسید ولی هیچکس بلد نبود و جالب بود که حتی عده ای هم می گفتند این ها معادل ندارد که من

 

بیننده شرم کردم. خوب وقتی معانی و معادل را نمی دانیم این واژه ها با واژه های ما مانوس

 

خواهد شد و جزئی از زبان ما می شود مثلا همین کلمه چت را اگر به کسی بگویید چت می کنم

 

می فهمد که دارید چه کاری انجام می دهید اما وقتی بگویید دارم گفتگو می کنم با تعجب از شما

 

می پرسند یعنی چی ؟؟؟؟ چه ایرادی دارد به چت بگوییم گفتگو به کامنت بگوییم نظر یا نظر

 

سنجی به ایمیل بگوییم پست الکترونیک و به سایت بگوییم پایگاه اینترنتی وبه یاهو مسنجر بگوییم

 

پیغام بر یاهو. تا واژه های بیگانه را وارد زبانمان نکنیم. امروزه مقالات علمی و بعضی کتاب ها

 

می نویسند چت در حالی که این واژه فارسی نیست و این را خودمان وارد زبانمان کردیم و اگر

 

روزی فرزندانمان این مقالات را بخوانند و به لغت نامه دهخدا مراجعه کنند و معادل برای آن

 

نبینند به ما ها نیشخند و ریشخند خواهند زد.

 

با زهم ایراد از ماست . یک بار من با دوستانم باهم درباره موضوعی صحبت می کردیم و یکی از

 

دوستانم معادل کلمات بیگانه را بکار می برد و بقیه دوستان او را به تمسخر می گرفتند و می گفتند

 

چقدر کتابی صحبت می کنی و یا قدیمی هستی.

 

یک بار در کلاس گیاه شناسی بودم و استاد درباره بافت های گیاهی صحبت می کرد و آن ها را

 

تشریخ می کرد و وظایفشان را می گفت من از استاد پرسیدم که معادل بافت پارانشیمی چیست؟

 

استاد به من گفت که معادل ندارد. من اون روز که از دانشگاه به خانه آمدم در باره معادلش فکر

 

کردم و از اینترنت هم نحقیق می کردم و با خودم گفتم بافت زمینه ای مناسب است. جلسه بعد به

 

استاد گفتم که بافت زمینه ای معادل بافت پارانشیمی هست و دلیلش را هم گفتم و چقدر خوب

 

خواهد شد ختی متون و درس های تخصصی را هم معادل یابی کنیم.

 

پایگاه اینترنتی فرهنگستان برای بیشتر لغات نظر سنجی را ترتیب داده است که من هم در آن

 

 شرکت کردم و برای بعضی لغات تخصصی و غیره از شما خواسته که چه واژه ای به نظر شما

 

می رسه که فارسی باشه و بیانگر آن کلمه باشد.

 

و این را باید بگویم که اگر یک پنجم زبانی را اصطلاحات و واژه های بیگانه به خود اختصاص

 

دهد آن زبان در حال نابودی است. یک روز در صحبت های روز مره خود دقت کنید و ببینید که

 

چقدر از واژه بیگانه استفاده می کنید.

 

چه خوب خواهد شد که فرزندانمان را وقتی به کلاس زبان بفرستیم که اهمیت این موضوع را

 

برایشان شرح دهیم و یا جلسه اول برای این مورد باشد و آن ها را آگاه کنیم که اگر واژه بیگانه

 

 وارد زبان ما شود زبان ما از بین خواهد رفت و اگر از بین برود هویت ما از بین خواهد رفت.

 

و هیچگاه زبان بیگانه ای را وارد زبان نکنیم.

 

 

1. چند روز پیش در خیابان رانندگی می کردم که خیلی هم شلوغ بود. از چهار راه خواستم رد شم

 

که چراغ قرمز شد و ایستادم. یک ماشین دیگر کنارم توقف کرد وقتی پنجره را پایین آوردم

 

دختری که در ماشین کنری نشسته بود به من گفت که اگر شما رد می شدی الان من هم رد می

 

شدم به او گفتم ایرادی نداره فوقش چند ثانیه دیر می رسی بعد نق نق می کرد و بهش گفتم عجب

 

آدمی هستی تو می خواستی که من قانون رو زیر پا بزارم تا تو زودتر برسی اون موقع سکوت

 

کرد و بعد به او گفتم همیشه زودتر حرکت کن تا با عجله رانندگی نکنی . در این موقع چراغ سبز

 

شد و شروع به حرکت کردیم. دیدم آن دختر پایش را روی گاز گذاشته و با سرعت می رفت که

 

نزدیک بود چند تصادف بکند. برای اینکه زوذ برسد نزدیک بود که ماشین های دیگر تصادف

 

کنند. واقعا در جامعه ما چه جور افرادی هم پیدا می شود.

 

2. نمره های پایان ترم رو دانشگاه داد. خدا رو شکراز نمرهام راضی هستم.

 

3. من جمعه به دعوت یکی از دوستانم به ویلای آنها در شمال کشور خوش نقشمون سفر می کنم

 

و به نور و رامسر و کلاردشت و اطراف آن خواهم رفت. تا استراحتی باشد برای ذهن خسته ام .

 

که این روزا همش درگیر امتحان و نتیجه ها بود. و ممکن هست تا یک چند وقتی نتونم مطلبی را

 

به روز کنم.

 

4. خواستم مطلب رو تو وبلاگ گروهی بگذارم که هرچه کردم فونت خط بهم می ریخت و ترجیح

 

دادم که در اینجا بگذارم.

 

5. در لابلای متن می خواستم از معادل انگلیسی هم استفاده کنم . که هرچه کردم نشد که نشد ما در

 

اینجا می نویسم.

 

Parancyma tissue : بافت پارانشیمی یا بافت زمینه ای

 

Source : منبع

 

بقیه اصطلاحات را هم که بلدید .

 

6. دوستم درباره اظهار نظری که برخی دوستان انجام دادند تشکر کرد

 

 

اگر در متن غلط املایی می بینید به بزرگواری خود بخشید چون به سرعت نوشتم و نمی

توانم باز

 

 خوانی کنم.

 

 

با تشکر از همه شما دوستان عزیزم

 

آرمین رادمنش

 

ایران سربلند ایرانی سرفراز و پرچم سه رنگ ایران همیشه در احتزاز باد

 

نگارش شده توسط آرمین | پیوند ثابت |

سخن بزرگان

چارلی چاپرین : خوشبختی یعنی فاصله این بدبختی تا آن بد بختی

با تشکر از همه شما دوستان گرامی

درباره وبلاگ
بیایید به عنوان یک رسانه به وبلاگ نگاه کنیم با دیدگاه های هم آشنا شویم و به دیدگاه های همدیگر احترام بگذاریم و اگر انتقادی هست با ادبیاتی رسانه ای آن را عنوان کنیم تا فرهنگ انتقاد و تمجید را به درستی نهادینه کنیم.

وضعیت من در یاهو
جستجوگر گوگل
Search in all the world & web with Google Search

Copy Right - All Right Reseved

موسقی

امیدوارم که از این موسقی لذت برده باشید